
ايران بر اساس قرار دادهاي1921 و 1940 نيمي از درياي خزر را مالک بود. به گفته الهه کولائي روسيه و "4 كشور بازمانده از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در آغاز دوران استقلال در سال 1370 و نيز سال 1373 بر پايبندي خود به توافقهاي دوران اتحاد تاكيد كرده، پذيرفته بودند در خصوص منابع و منافع خود الزامات دوران اتحاد جماهير شوروي را بپذيرند."
امري که با حقوق بين الملل کاملا وفق دارد. اما به نوشته سايت بي بي سي "اين توافقنامه پس از چند سال به فراموشي سپرده شد."
و بر اساس نوشته الهه کولائي "دولت روسيه به عنوان برادر بزرگتر کشورهاي قزاقستان، ترکمنستان و جمهوري آذربايجان در خصوص تقسيم مرزهاي آبي شمال درياچه مازندران با قزاقستان و در خصوص تعيين خطوط مرزي ساحلي خود با آذربايجان به توافق دست يافت. دولت قزاقستان نيز با دولت تركمنستان به توافقهايي در تعيين حدود مرزي دريايي خود دست يافت. "
و به نوشته سايت بي بي سي: "با اين ترتيب شکل گيري رژيم حقوقي درياي خزر گامي اساسي به جلو برداشت، اما سهم ايران در درياي خزر که تاکنون حدود بيست درصد از سوي ايران عنوان مي شد به علت پذيرش تلويحي قراردادهاي غير پنج جانبه، به لحاظ حقوقي مورد ترديد جدي قرار مي گيرد."
آخرين اطلاعات موجود حاکي است که سهم ايران درحدود 13 درصد تعيين شده و برنامه آتي جمهوري اسلامي چانه زني با "متحد طبيعي" خود براي رسيدن به 20 درصدي است که آن هم از سهم واقعي ايران کمتر است.
در اين ميان برنده اصلي روسيه است: "از آنجا که سهم تقريبي روسها از درياي خزر با قراردادهاي دو و سه جانبه تعيين شده و اين کشور اختلافي با همسايگان آبي خود ندارد و از ديگر سو درياي خزر از حيث حضور نظامي براي روسيه اهميت دارد که قدرت بلامنازع آن است، اين کشور خود را درگير چالشهاي تقسيم اين دريا نمي بيند و تنها به عنوان شريکي براي ايران و بزرگتري براي سه جمهوري ديگر عمل مي کند."
پاینده ایران
کوبنده تندر
اگر سرعت شما پایین هست چند لحظه فیلم رو نگه دارید تا کامل لود بشه بعد نگاه کنید
لینک کمکی برای تماشای انلاین
lets bomb iran
اگر سرعت شما پایین هست چند لحظه فیلم رو نگه دارید تا کامل لود بشه بعد نگاه کنید
lets bomb iran
ديگه نيازي به گفتن چيزي نيست اين فيلم هم نشانه دشمني امريكا با ايران
هفته بهمن جازویه گرامی باد
بهمـن عـــزیـز، درود بــروان پاکت که بـزرگـتـریـن افـتخار و سـر بـلـنـدی را بـرای فــرزنـدان آریائـیت بــجا گــذاشتی و در نهایـت قـطـره های خون پاکت پس از 1400 سال جـوانـه زد و تـو را در ژرفای قلب هـمه فــرزنـدانـت ، فــرزنـدان خوب آریا بـوم جاودانـه ساخـت. و امــروزه فــرزنـدان تـو بـخـونـخـواهـی پـدر و همه عــزیـزان از رفته بـپا خـاسته انـد تا ایــران تـورا از شـر بازمانـدگان تازی پاک و عظمت و شـکوه از دست رفته دیار کهـن را احـیا و مـقـبـره پاکت را در قلب همه شـهـرهای ایـران بـنا نمایـند که تـو در قلـب همه ما جاداری . بـدرود !
مهر روز از مهرماه برابر با شانزدهم مهرماه در گاهشماری ایرانی
"میستاییم مهرِ دارندهی دشتهای پهناور را،
او که به همهی سرزمینهای ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی میبخشد."
«اوستا - مهریَشت»
«جشن مهرگان» که در گذشته آنرا «میتراکانا یا متراکانا (Metrakana)» مینامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار میشد(1)، پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهرروز آغاز شده تا رام روز به اندازهی شش روز ادامه دارد.

سنگنگارهی میترا
در نمرود داغ، آناتولی خاوری
سده یکم پیش از میلاد
«مهریشت» نام بخش بزرگی در اوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا است و همچون فروردین یشت، از کهنترین بخشهای اوستا بشمار میآید. مهر یشت از نگاه اشارههای نجومی و باورهای کیهانی از مهمترین و نابترین بخشهای اوستا است و کهنترین سند در بارهی آگاهی ایرانیان از کروی بودن زمین، بند 95 همین یشت میباشد. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده شده از دوران ساسانیان، به جا مانده است.
روز آغاز جشن مهرگان، مهرگان همگانی (عامه) و روز انجام، مهرگان ویژه (خاصه) نام دارد.
همانطور که میدانیم در گاهشماری باستانی ایران، سال به دو پاره (فصل) بخش میشد، تابستان (هَمَ - Hama) هفت ماهه و زمستان (زَیَنَ Zayana) پنج ماهه، که جشن نوروز جشن آغاز تابستان و مهرگان جشن آغاز زمستان بود و از این رو این دو جشن با هم برابری میکردهاند.

برج رادکان - برج رادک خواجه نصیر توسی
آنچنان كه ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» از زبان «سلمان فارسی» آورده است:
«... ما در عهد زرتشتی بودن میگفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر ...»
در برهان قاطع «خلف تبریزی» نیز دربارهی مهرگان میخوانیم:
«نام روز شانزدهم از هرماه و نام ماه هفتم از سال شمسی باشد و آن بودن آفتاب عالم تاب است در برج میزان که ابتدای فصل خزان است و نزد فارسیان بعد از جشن و عید نوروز که روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از این بزرگتر جشنی نمیباشد و همچنان که نوروز را عامه و خاصه میباشد، مهرگان را نیز عامه و خاصه است و تا شش روز تعظیم این جشن کنند. ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بیست و یکم و آن را مهرگان خاصه (روز جشن مُغان یعنی آتش پرستاران) خوانند و عجمان گویند که خدایتعالی زمین را در این روز گسترانید و اجساد را در این روز محل و مقر ارواح گردانید ...»
پیدایش مهرگان
پیشینهی جشن مهرگان به اندازهی قدمت ايزدش، میترا است و تا آنجا كه بن نوشتهای موجود نشان میدهند، اين جشن دست كم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامهی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره كرده است:
فریدون چو شد بر جهان كامکار ندانست جز خویشتن شهریار
به رســم کیان تاج و تخت مهی بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته ســر مهر ماه به سر برنهاد آن كیانی كلاه
زمانه بی اندوه گشـت از بدی گرفتند هر کــس ره بـخردی
دل از داوریهـا بپرداخـتـنـد به آیین یکی جشن نو ساختند
نـشـسـتـنـد فرزانگان شادكام گـرفتند هـر یک ز ياقوت جام
می روشن و چهره ی شاه نو جهان نو ز داد از سرِ ماه نو
بـفـرمـود تا آتش افـروخـتـنـد همه عنبر و زعفران سوختند
پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت تنآسانی و خوردن آیین اوست
كنون یادگارست ازو ماه مهر به كوش و به رنج ایچ منمای چهر